
چگونه میتوان مفهوم ملت و مردم را برای سیاست رهاییبخش بازتعریف کرد؟
ژانویه 6, 2026
تحولات ونزوئلا و استعفای مارجری تیلور گرین
ژانویه 6, 2026این پادکست به بررسی یکی از جنجالیترین سوالات حوزه اقتصاد رفتاری و روانشناسی میپردازد: آیا داشتن پول زیاد، انسانها را به افرادی خودخواه و بیملاحظه تبدیل میکند؟ استیون دابنر (Stephen Dubner) با همراهی اقتصاددانان برجستهای همچون جیم آندریونی (Jim Andreioni) و یان استوپ (Jan Stoope)، نتایج یک آزمایش میدانی منحصربهفرد در هلند را تحلیل میکنند. آنها با به چالش کشیدن کلیشههای رایج و مطالعات آزمایشگاهی قبلی، نشان میدهند که چگونه فشارهای مالی و شرایط محیطی، بیش از ویژگیهای اخلاقی ذاتی، بر رفتار انسانها در قبال دیگران تأثیر میگذارد.
در یک نگاه (فهرست مطالب)
- پارادوکس ثروت و نوعدوستی در علم اقتصاد
- محدودیتهای مطالعات آزمایشگاهی و خطای انتخاب
- آزمایش میدانی: پاکتهای پول در خیابانهای هلند
- نتایج تکاندهنده: ثروتمندان پاکتها را بیشتر بازگرداندند
- تأثیر استرس مالی و زمانبندی پرداخت دستمزد
- مطلوبیت نهایی پول و دوراهیهای اخلاقی
- دیدگاه متقابل: پاسخ پل پیف به نتایج جدید
متن کوتاه
پارادوکس ثروت و نوعدوستی در علم اقتصاد
در ابتدای بحث، جیم آندریونی (Jim Andreioni)، استاد اقتصاد دانشگاه کالیفرنیا، به شکاف فزاینده درآمدی در جامعه اشاره میکند. او توضیح میدهد که مطالعات علمی گذشته اغلب تصویری منفی از ثروتمندان ارائه دادهاند و آنها را افرادی بیملاحظه یا متقلب معرفی کردهاند. آندریونی مفهوم «نوعدوستی ناخالص» (Impure Altruism) یا «درخشش گرم» (Warm Glow) را مطرح میکند؛ ایدهای که میگوید افراد از بخشش لذت میبرند چون به آنها احساس خوبی میدهد، نه صرفاً به خاطر سودی که به دیگران میرسد.
او معتقد است که اقتصاددانان باید فراتر از جامعهشناسی صرف عمل کنند و انگیزههای پنهان پشت رفتارهای خیرخواهانه را کشف کنند. سوال اصلی این است که آیا ثروتمندان به دلیل شخصیتشان متفاوت عمل میکنند یا به این دلیل که با گزینهها و انگیزههای متفاوتی روبرو هستند؟ برای مثال، یک فرد ثروتمند ممکن است به راحتی جریمه رانندگی را بپردازد، در حالی که همان جریمه برای یک فرد فقیر به معنای از دست دادن هزینه مهدکودک فرزندش است. این تفاوت در «هزینه فرصت»، قضاوت درباره اخلاقیات آنها را دشوار میکند.
محدودیتهای مطالعات آزمایشگاهی و خطای انتخاب
یان استوپ (Jan Stoope)، اقتصاددان مدرسه اقتصاد اراسموس (Erasmus School of Economics)، توضیح میدهد که چرا نتایج آزمایشگاههای دانشگاهی ممکن است گمراهکننده باشند. او به «اثر تقاضای آزمایشگر» اشاره میکند؛ وضعیتی که در آن شرکتکنندگان چون میدانند تحت نظر هستند، سعی میکنند سخاوتمندتر به نظر برسند. همچنین، بسیاری از مطالعات قبلی مانند کارهای پل پیف (Paul Piff)، بر روی دانشجویان انجام شده که با تکنیکهای ذهنی خود را ثروتمند یا فقیر تصور میکردند.
نیکوس نیکافوراکیس (Nikos Nikiforakis)، استاد دانشگاه نیویورک در ابوظبی، نیز اشاره میکند که در آزمایشگاه، افراد رقابتجو معمولاً پول بیشتری برنده میشوند و این لزوماً به معنای خودخواه بودن ثروتمندان در دنیای واقعی نیست. علاوه بر این، در دنیای واقعی، سازمانها معمولاً افرادی را در پستهای کلیدی قرار میدهند که علاوه بر رقابتپذیری، روحیه همکاری نیز داشته باشند. بنابراین، برای درک واقعیت، نیاز به یک آزمایش میدانی بود که در آن افراد ندانند تحت مطالعه هستند.
آزمایش میدانی: پاکتهای پول در خیابانهای هلند
برای حل این معما، یان استوپ (Jan Stoope) طرحی خلاقانه اجرا کرد. او با پوشیدن لباس رسمی پستچیهای هلند، پاکتهایی را به اشتباه در صندوق پستی خانههای بسیار ثروتمند و بسیار فقیر انداخت. این پاکتها نیمهشفاف بودند تا محتوای آنها که شامل پول نقد (5 یا 20 یورو) یا کارت انتقال بانکی (چک) به همراه یک کارت تبریک از طرف «پدربزرگ» برای نوهاش بود، کاملاً دیده شود.
این آزمایش در واقع نسخه واقعی «بازی دیکتاتور» بود. گیرنده پاکت میتوانست پول را برای خود نگه دارد یا با انداختن آن در صندوق پست، آن را به صاحب اصلیاش برساند. محققان 360 خانوار را انتخاب کردند؛ نیمی ثروتمند با میانگین دارایی 2.5 میلیون یورو و نیمی فقیر که در مسکنهای حمایتی زندگی میکردند. هدف این بود که ببینند چه کسی در دنیای واقعی و بدون فشار ناظر، صادقانهتر عمل میکند.
نتایج تکاندهنده: ثروتمندان پاکتها را بیشتر بازگرداندند
نتایج اولیه برای تیم تحقیق بسیار شوکهکننده بود. برخلاف فرضیات اولیه و مطالعات پل پیف (Paul Piff)، ثروتمندان تقریباً دو برابر بیشتر از فقرا پاکتها را بازگرداندند. نرخ بازگشت در میان ثروتمندان حدود 80 درصد بود، در حالی که این رقم برای فقرا به 40 درصد میرسید. حتی زمانی که پاکت حاوی پول نقد بود، ثروتمندان همچنان تمایل بالایی به بازگرداندن آن داشتند.
در ابتدا، اینطور به نظر میرسید که ثروتمندان به طور ذاتی نوعدوستتر هستند. اما استیون لویت (Steve Levitt)، نویسنده کتاب اقتصاد ناهنجار، در یک سمینار نکته مهمی را به یان استوپ (Jan Stoope) گوشزد کرد: شاید این آزمایش نه «سخاوت»، بلکه «توانایی» افراد را میسنجد. او پیشنهاد کرد که فقر ممکن است باعث شود افراد نتوانند کارهای ساده اداری یا اخلاقی را به دلیل فشارهای ذهنی انجام دهند.
تأثیر استرس مالی و زمانبندی پرداخت دستمزد
محققان با نگاهی دقیقتر به دادهها متوجه الگوی عجیبی شدند. در هلند، اکثر افراد کمدرآمد دستمزد یا کمکهزینههای خود را در هفته آخر ماه دریافت میکنند. دادهها نشان داد که فقرا در هفتهای که پول دریافت کرده بودند، پاکتها را با نرخ بسیار بالایی بازمیگرداندند. اما هرچه به پایان ماه و زمان اتمام پول نزدیک میشدند، نرخ بازگرداندن پاکتها تقریباً به صفر میرسید.
این پدیده نشاندهنده «فشار مالی» است. وقتی فردی درگیر تامین نیازهای اولیه مثل غذا و اجاره است، پهنای باند ذهنی او کاهش مییابد و انجام کارهای اضافی مانند رفتن به اداره پست برای بازگرداندن یک نامه اشتباه، در اولویتهای پایین قرار میگیرد. در مقابل، ثروتمندان که فشار مالی لحظهای ندارند، در تمام طول ماه رفتار یکسانی از خود نشان دادند. این ثابت میکند که محیط و شرایط مالی، رفتار را دیکته میکند، نه لزوماً تفاوت در ترجیحات اخلاقی.
مطلوبیت نهایی پول و دوراهیهای اخلاقی
یکی دیگر از عوامل تعیینکننده، «کاهش مطلوبیت نهایی پول» است. برای یک خانواده ثروتمند، 20 یورو تأثیر ناچیزی بر کیفیت زندگی دارد، اما برای یک خانواده فقیر، این مبلغ میتواند هزینه چندین وعده غذایی باشد. جیم آندریونی (Jim Andreioni) توضیح میدهد که وقتی یک والد فقیر با پاکت پول روبرو میشود، با یک دوراهی اخلاقی سخت مواجه است: آیا بازگرداندن پول به یک غریبه کار درستی است یا استفاده از آن برای رفاه فرزندان خود؟
تیم تحقیق با استفاده از مدلهای ریاضی، سه متغیر «تمایل به نوعدوستی»، «نیاز به پول» و «استرس ناشی از فقر» را از هم تفکیک کردند. نتیجه نهایی نشان داد که «تمایل ذاتی به انجام کار درست» (Alpha) در هر دو گروه ثروتمند و فقیر تقریباً یکسان است. تفاوت در رفتار نهایی، صرفاً ناشی از تفاوت در نیاز مالی و فشارهای محیطی بود که بر دوش طبقه کمدرآمد سنگینی میکرد.
دیدگاه متقابل: پاسخ پل پیف به نتایج جدید
پل پیف (Paul Piff)، روانشناس دانشگاه کالیفرنیا در ایرواین، ضمن تحسین این مطالعه میدانی، معتقد است که نوعدوستی یک مفهوم بسیار گسترده است. او اشاره میکند که آزمایش پاکت پول در هلند، یک موقعیت اجتماعی مستقیم نیست. پیف استدلال میکند که در موقعیتهایی که نیاز به ارتباط انسانی و همبستگی وجود دارد (مانند کمک به یک عابر پیاده یا بخشیدن جای خود در صف)، فقرا معمولاً عملکرد بهتری دارند چون وابستگی آنها به شبکه اجتماعی برای بقا بیشتر است.
او تأکید میکند که ثروت و فقر به شیوههای پیچیده و چندوجهی ذهن را شکل میدهند. پیف معتقد است که نباید نتایج یک مطالعه را به کل رفتار انسان تعمیم داد. با این حال، او میپذیرد که آزمایشهای میدانی مانند کار آندریونی و همکارانش، مکمل بسیار مهمی برای مطالعات آزمایشگاهی هستند و به درک بهتر موزاییک پیچیده رفتار انسانی کمک میکنند.
نتیجهگیری
در نهایت، این پادکست به این نتیجه میرسد که قضاوت درباره اخلاقیات افراد بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادی آنها، از نظر علمی نادقیق است. آزمایش میدانی در هلند نشان داد که ثروتمندان و فقرا در سطح بنیادین، تمایل مشابهی به نوعدوستی دارند. تفاوت در رفتارهای ظاهری آنها ناشی از «انگیزهها» و «محدودیتها» است، نه تفاوت در ذات انسانی. فقر نه تنها یک مشکل مالی، بلکه یک فشار ذهنی مداوم است که توانایی افراد برای انجام کارهای خیرخواهانه را سلب میکند.
پیام اصلی این بحث برای سیاستگذاران این است که برنامههای مبارزه با فقر نه تنها به فرد فقیر کمک میکند، بلکه با کاهش فشارهای ذهنی، پتانسیل نوعدوستی و رفتارهای اجتماعی مثبت را در جامعه آزاد میکند. همانطور که جیم آندریونی (Jim Andreioni) اشاره کرد، قبل از اینکه نتیجه بگیریم ثروتمندان بهتر یا بدتر از فقرا هستند، باید بپرسیم که آیا تمام شیوههایی را که ثروت یا فقر بر رفتار تأثیر میگذارند، در نظر گرفتهایم یا خیر. علم و منطق اقتصادی حکم میکند که انسانها را در بستر شرایط زندگیشان بسنجیم.

