
تنشهای مهاجرتی در آمریکا و پاکسازی گسترده در ارتش چین
فوریه 4, 2026
تحولات مهاجرتی در مینه سوتا و گفتگوی ترامپ با شی جین پینگ
فوریه 4, 2026در این پادکست، استیون دابنر (Stephen Dubner) و رولند فرایر (Roland Fryer)، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، به بررسی پدیده کاهش ارزش اقتصادی و جایگاه بازیکنان پست «رانینگ بک» (Running Back) در لیگ فوتبال آمریکایی (NFL) میپردازند. آنها با نگاهی به تاریخچه ورزش و تحلیلهای دادهمحور، توضیح میدهند که چگونه تغییر قوانین و ظهور تحلیلهای آماری باعث شده است که این بازیکنان، که زمانی قلب تپنده تیمها بودند، اکنون به مهرههایی ارزانقیمت و قابل تعویض تبدیل شوند.
نکات کلیدی (فهرست مطالب)
- نوستالژی ستارههای قدیمی و واقعیتهای جدید
- انقلاب تحلیلهای آماری و تغییر فلسفه بازی
- تأثیر قراردادهای دستهجمعی بر سرنوشت بازیکنان
- خشونت فیزیکی و استهلاک بالای بدن
- اقتصاد بازار و کالایی شدن بازیکنان
- آیا بازگشتی برای رانینگبکها متصور است؟
🎧 گوش دادن به خلاصه
خلاصه کامل
نوستالژی ستارههای قدیمی و واقعیتهای جدید
استیون دابنر (Stephen Dubner) پادکست را با یادی از دوران کودکی خود و قهرمانانی مانند فرانکو هریس (Franco Harris) آغاز میکند. در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی، رانینگبکها بزرگترین ستارههای ورزش بودند و دستمزدهایی همتراز با کوارتربکها دریافت میکردند. اما امروزه وضعیت کاملاً تغییر کرده است. رولند فرایر (Roland Fryer)، اقتصاددان برجسته، اشاره میکند که در حالی که میانگین حقوق کوارتربکها به بیش از ۳۰ میلیون دلار رسیده، رانینگبکها با میانگین ۷ میلیون دلار در رتبه پانزدهم پستهای مختلف قرار دارند.
این کاهش ارزش به معنای افت استعداد نیست؛ دادههای تستهای ورزشی نشان میدهد که بازیکنان امروزی به اندازه گذشتگان سریع و قدرتمند هستند. مشکل اصلی در تقاضای بازار نهفته است. تیمها دیگر حاضر نیستند برای پستی که ریسک مصدومیت بالایی دارد و تأثیرش بر پیروزی نهایی نسبت به پاسکاری کمتر است، هزینههای گزاف بپردازند. این بخش به خوبی تضاد میان احساسات هواداران قدیمی و محاسبات سرد اقتصادی مالکان تیمها را به تصویر میکشد.
انقلاب تحلیلهای آماری و تغییر فلسفه بازی
برای درک چرایی این سقوط، باید به نقش برایان برک (Brian Burke)، دانشمند داده در ایاسپیان (ESPN)، نگاه کرد. او که پیشتر خلبان جنگنده نیروی دریایی آمریکا بوده، با استفاده از مدلهای ریاضی ثابت کرد که استراتژی پاس دادن به مراتب کارآمدتر از دویدن با توپ است. برک توضیح میدهد که در بازیهای مدرن، پاسکاری امتیازات بیشتری تولید میکند و ریسک کمتری دارد.
او از مفاهیم نظریه بازیها و تعادل نش (Nash Equilibrium) استفاده میکند تا نشان دهد تیمها در گذشته بیش از حد بر بازی زمینی تکیه میکردند. با تغییر قوانین توسط لیگ برای محافظت از گیرندگان پاس و کوارتربکها، بازی هوایی جذابتر و پرامتیازتر شد. این تغییرات باعث شد که رانینگبکها از نقش «ستاره تیم» به نقش «مکمل» تنزل پیدا کنند. در واقع، تحلیلهای آماری به مربیان آموخت که میتوان با مجموعهای از بازیکنان ارزانقیمت، همان نتیجهای را گرفت که قبلاً یک ستاره گرانقیمت رقم میزد.
تأثیر قراردادهای دستهجمعی بر سرنوشت بازیکنان
رابرت توربان (Robert Turbin)، بازیکن سابق که سابقه قهرمانی در سوپربول را دارد، به نکته مهمی اشاره میکند: قرارداد دستهجمعی سال ۲۰۱۱ (CBA). این توافقنامه باعث شد بازیکنان تازهوارد تا پنج سال تحت کنترل کامل تیمها باشند و حقوق آنها بر اساس جدول ثابتی تعیین شود. برای پستی مثل رانینگبک که اوج دوران فیزیکیاش کوتاه است، این یک فاجعه محسوب میشود.
زمانی که یک رانینگبک به سن ۲۷ سالگی میرسد و میتواند قرارداد جدید و بزرگی ببندد، تیمها او را «فرسوده» تلقی میکنند. توربان توضیح میدهد که چگونه تیمها از قانون «تگ فرانچایز» استفاده میکنند تا بازیکنان برتر را بدون تعهد بلندمدت نگه دارند. این ساختار قانونی باعث شده است که بازیکنان این پست عملاً در بهترین سالهای عمر حرفهای خود کمترین درآمد را داشته باشند و وقتی نوبت به دریافت پاداش میرسد، بازار آنها را به دلیل سن بالا پس میزند.
خشونت فیزیکی و استهلاک بالای بدن
جفری ویتنی (Jeffrey Whitney)، یکی از ایجنتهای بزرگ ورزشی، رانینگبک را «خشنترین پست در خشنترین ورزش جهان» مینامد. برخلاف سایر بازیکنان، رانینگبکها در هر بازی دهها بار با مدافعانی برخورد میکنند که گاهی ۱۰۰ کیلوگرم از آنها سنگینتر هستند. رابرت اسمیت (Robert Smith)، ستاره سابق مینهسوتا وایکینگز (Minnesota Vikings)، از تجربه شخصی خود میگوید که چگونه در ۲۸ سالگی و در اوج موفقیت، به دلیل ترس از دست دادن توانایی راه رفتن در آینده، بازنشسته شد.
او توضیح میدهد که جراحیهای متعدد زانو و دردهای مزمن، بخشی جداییناپذیر از زندگی این بازیکنان است. تیمها با آگاهی از این موضوع، به جای تکیه بر یک ستاره، از سیستم «کمیتهای» استفاده میکنند؛ یعنی تقسیم وظایف بین چند بازیکن ارزانتر تا فشار فیزیکی تقسیم شود. این استراتژی نه تنها امنیت شغلی ستارهها را از بین برده، بلکه ارزش قراردادهای آنها را نیز به شدت کاهش داده است، چرا که هیچ بازیکنی دیگر غیرقابل جایگزین نیست.
اقتصاد بازار و کالایی شدن بازیکنان
در دنیای امروز NFL، رانینگبکها به نوعی «کالا» تبدیل شدهاند. برایان برک (Brian Burke) معتقد است که بخش بزرگی از موفقیت یک بازی زمینی مدیون «خط حمله» (Offensive Line) و طراحی نقشه مربی است، نه لزوماً نبوغ فردی رانینگبک. او میگوید: «من ترجیح میدهم یک میلیون دلار برای بازیکنی بپردازم که ۹۵ درصد کارایی ستاره را دارد، تا اینکه ۱۵ میلیون دلار برای خود ستاره هزینه کنم.»
این نگاه اقتصادی باعث شده است که ایجنتهایی مثل جفری ویتنی (Jeffrey Whitney) به موکلان جوان خود توصیه کنند که اگر میخواهند عمر طولانی و درآمد پایدار داشته باشند، به دنبال پستهای دیگری بروند. او حتی به شوخی پیشنهاد میدهد که آنها «لانگ اسنپر» (Long Snapper) یا لگدزن شوند، چون در آن پستها کسی به آنها دست نمیزند و میتوانند تا ۴۰ سالگی بازی کنند. این واقعیت تلخ نشاندهنده این است که در ورزش حرفهای، بهرهوری اقتصادی بر مهارتهای سنتی غلبه کرده است.
آیا بازگشتی برای رانینگبکها متصور است؟
با وجود تمام آمارهای منفی، لشان مککوی (LeSean McCoy) معتقد است که بازار همیشه به صورت چرخهای عمل میکند. او به موفقیتهای اخیر بازیکنانی مثل ساکوان بارکلی (Saquon Barkley) و دریک هنری (Derrick Henry) اشاره میکند که توانستهاند با حضور در تیمهای جدید، تأثیر شگرفی بر پیروزیها بگذارند. مککوی استدلال میکند که وقتی همه تیمها به سمت دفاع در برابر پاس میروند، داشتن یک رانینگبک قدرتمند میتواند به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
با این حال، رابرت اسمیت (Robert Smith) با این خوشبینی مخالف است. او معتقد است موفقیت این ستارهها بیشتر مدیون خط حملههای قدرتمند تیمهای جدیدشان (مانند فیلادلفیا ایگلز) است تا تغییر در فلسفه کلی لیگ. از نظر او، تا زمانی که قوانین بازی و تحلیلهای آماری به نفع پاسکاری است، رانینگبکها هرگز به جایگاه اقتصادی سابق خود باز نخواهند گشت. این بحث نشان میدهد که آینده این پست در هالهای از ابهام قرار دارد و تنها بازیکنانی که بتوانند در پاسکاری و دفاع نیز تخصص پیدا کنند، شانس بقا خواهند داشت.
نتیجهگیری
پادکست با این نتیجهگیری به پایان میرسد که سقوط ارزش رانینگبکها در فوتبال آمریکایی، نمونهای کلاسیک از تغییرات بازار بر اثر تکنولوژی و دادهکاوی است. همانطور که رولند فرایر (Roland Fryer) اشاره میکند، تضاد عمیقی میان «کودک درون» که عاشق قهرمانان زمینی است و «اقتصاددان درون» که منطق بازار را میپذیرد، وجود دارد. واقعیت این است که NFL از یک ورزش سنتی به یک صنعت سرگرمی ۵۰ میلیارد دلاری تبدیل شده که در آن بهرهوری حرف اول را میزند.
تغییر قوانین برای جذابتر شدن بازی برای تماشاگران جوان، که عاشق دیدن پرتابهای بلند و امتیازات زیاد هستند، تیر خلاصی بر پیکر استراتژیهای قدیمی بود. رانینگبکها قربانی سیستمی شدهاند که در آن ریسک بالای مصدومیت و عمر کوتاه حرفهای، با پاداش مالی مناسب همراه نیست. پیام نهایی پادکست این است که در هر حرفهای، درک نیروهای بازار و تطبیق با تغییرات ساختاری برای بقا ضروری است؛ حتی اگر شما یکی از بااستعدادترین ورزشکاران روی زمین باشید، اگر در پستی بازی کنید که بازار دیگر برای آن ارزش قائل نیست، با چالشهای جدی روبرو خواهید شد.

