Bloomberg News Now: GOP, Former Feds Rebuke Fed Probe, Bessent: Probe “Made a Mess”. More
ژانویه 24, 2026The Copland Track: Hiking New Zealand’s Most Underrated Trail
ژانویه 24, 2026نکات کلیدی:
• تمایز میان حاکمیت مردمی به مثابه یک مفهوم حقوقی در برابر یک نیروی سیاسی مهارناپذیر.
• مفهوم «تحولخواهی» (Transformationalism) به عنوان جایگزینی برای انقلابهای خشونتآمیز.
• تداوم ساختارهای سرکوبگر دوران استعمار در دولتهای مستقل جدید برای حفظ نظم.
• تنش میان برنامهریزی تکنوکراتیک نخبگان و نیاز به مشارکت واقعی تودهها در فرآیند توسعه.
اهمیت جهانی تجربه قانونگذاری در هند
ساندیپتو داسگوپتا (Sundepto Dasgupta) استدلال میکند که هند به عنوان اولین و بزرگترین مستعمره بریتانیا (British Empire)، الگویی بنیادین برای درک گذار از استعمار به استقلال است. برخلاف بسیاری از کشورهای پسااستعماری که دچار کودتا یا مداخلات خارجی شدند، هند توانست یک نظم دموکراتیک مداوم را حفظ کند. این ثبات به پژوهشگران اجازه میدهد تا تضادهای درونی یک رژیم پسااستعماری را در خالصترین شکل آن مطالعه کنند.
نویسنده معتقد است که جنبش ضد استعماری هند به رهبری حزب کنگره (Congress Party)، یک جنبش تودهای واقعی بود که حاکمیت مردمی را به تنها مبنای مشروعیت تبدیل کرد. با این حال، پس از استقلال، نخبگان با چالشی بزرگ روبرو شدند: چگونه میتوان از قدرت تودهها برای سرنگونی استعمار استفاده کرد، اما همزمان مانع از آن شد که همین قدرت، نظم جدید را با مطالبات رادیکال زیر و رو کند؟ این پادکست بررسی میکند که قانون اساسی هند چگونه ابزاری برای مدیریت این اضطراب شد.
تحولخواهی در برابر انقلاب: استراتژی نخبگان
یکی از مفاهیم کلیدی مطرح شده در کتاب، «تحولخواهی» (Transformationalism) است. داسگوپتا توضیح میدهد که نخبگان هند، از جمله جواهر لعل نهرو (Jawaharlal Nehru)، به خوبی میدانستند که جامعه هند به دلیل نابرابریهای عمیق، مستعد انفجار است. آنها بین دو نوع انقلاب تمایز قائل شدند: انقلاب به مثابه شورش و خونریزی، و انقلاب به مثابه تغییر برنامهریزی شده و کنترل شده.
قانون اساسی هند به گونهای طراحی شد که «انقلاب را قانونی کند». این به معنای ایجاد آژانسهای دولتی قدرتمندی بود که بتوانند بدون نیاز به بسیج خیابانی، اصلاحات ارضی و صنعتیسازی را پیش ببرند. در واقع، هدف این بود که با انجام یک «انقلاب خوب» (توسعهگرایی تکنوکراتیک)، از وقوع یک «انقلاب بد» (شورش دهقانی یا کارگری) جلوگیری شود. این رویکرد، قانون را از ابزاری برای حفظ وضع موجود به ابزاری برای مهندسی اجتماعی تغییر داد.
چرا پارلمانتاریسم بر ریاستجمهوری ترجیح داده شد؟
در حالی که برای تحولات سریع معمولاً یک قوه مجریه مقتدر (مانند مدلهای ریاستی) ترجیح داده میشود، هند مدل پارلمانی بریتانیا را برگزید. داسگوپتا معتقد است این انتخاب صرفاً از روی عادت نبود، بلکه یک تصمیم استراتژیک برای دموکراتیک کردن توسعهگرایی بود. پارلمان به عنوان فضایی برای مذاکره و ائتلافسازی بین گروههای متنوع مذهبی، زبانی و طبقاتی در نظر گرفته شد.
نخبگان امیدوار بودند که پارلمان بتواند به عنوان میانجی بین برنامهریزان تکنوکرات و افکار عمومی عمل کند. آنها میخواستند از ظهور یک رهبر پوپولیست که مستقیماً با تودهها ارتباط برقرار کند و نهادها را دور بزند، جلوگیری کنند. با این حال، این مدل در عمل با چالشهای جدی روبرو شد، زیرا بوروکراسی و تکنوکراتها به تدریج قدرت بیشتری نسبت به نمایندگان منتخب پیدا کردند و پیوند میان سیاست و مطالبات واقعی مردم سست شد.
میراث سرکوب و تداوم ساختارهای استعماری
یک نکته تکاندهنده در بحث، تداوم ابزارهای سرکوبگر استعمار در دولت مستقل هند است. داسگوپتا اشاره میکند که حزب کنگره (Congress Party) تقریباً تمام دستگاه پلیس و قوانین کیفری دوران بریتانیا را حفظ کرد. منطق آنها این بود که چون اکنون دولت «دموکراتیک» است، استفاده از همان قوانین سختگیرانه علیه مخالفان (مانند کمونیستها یا اتحادیههای کارگری) مشروع است.
این پارادوکس نشان میدهد که تحولخواهی قانونی نیازمند نظمی آهنین بود. نخبگان معتقد بودند که مردم باید مطالبات خود را فقط از طریق صندوق رأی یا دادگاه پیگیری کنند و هرگونه کنش سیاسی خارج از این چارچوب، مانند اعتصابات یا تظاهرات که زمانی ابزار اصلی خود آنها علیه بریتانیا بود، اکنون غیرقانونی و مخل توسعه تلقی میشد. این امر باعث شد که دولت پسااستعماری در عین ادعای رهاییبخشی، به شدت سرکوبگر باشد.
شکست پروژه تحول و ظهور پوپولیسم راستگرا
داسگوپتا استدلال میکند که پروژه تحولخواهی در نهایت در تحقق اهداف خود، از جمله اصلاحات ارضی گسترده، شکست خورد. دلیل اصلی این شکست، «غیرسیاسی کردن» تودهها بود. وقتی نخبگان تودهها را از صحنه خارج کردند و به بوروکراسی تکیه کردند، قدرتهای سنتی محلی (مانند مالکان بزرگ) توانستند نفوذ خود را در ساختار دولت حفظ کنند و مانع تغییرات واقعی شوند.
این خلأ سیاسی و سرخوردگی ناشی از وعدههای تحققنیافته، فضا را برای ظهور چهرههایی مانند نارندرا مودی (Narendra Modi) فراهم کرد. در غیاب سازمانهای سیاسی که مردم را به عنوان شهروندان فعال بسیج کنند، سیاست به سمت هویتهای مذهبی و پیوندهای نمادین با یک رهبر مقتدر سوق پیدا کرد. نویسنده هشدار میدهد که مشکل امروز «دموکراسی بیش از حد» نیست، بلکه کمبود دموکراسی واقعی و مشارکت سازمانیافته مردمی است که حتی لیبرالیسم را هم در خطر قرار داده است.
درسهایی برای سیاست جهانی معاصر
در بخش پایانی، گفتگو به وضعیت فعلی جهان و تضعیف مفهوم حاکمیت ملی در جنوب جهانی (Global South) میپردازد. داسگوپتا اشاره میکند که در دوران مبارزات ضد استعماری، حاکمیت معنایی فراتر از کنترل مرزها داشت؛ حاکمیت به معنای بازپسگیری حق تعیین سرنوشت توسط مردم بود. اما با تضعیف سیاست تودهای، حاکمیت به یک پوسته خالی و ابزاری در دست قدرتهای نظامی تبدیل شده است.
او معتقد است که واکنش ضعیف کشورهای در حال توسعه به نقض حاکمیت ملی در نقاط مختلف جهان، ناشی از همین زوال معنای دموکراتیک حاکمیت است. وقتی مردم از فرآیند قدرت حذف میشوند، دولت دیگر نه نماینده اراده ملی، بلکه صرفاً یک ماشین اداری یا نظامی است. این بحث یادآور این نکته است که بدون سیاست اعتراضی و مشارکت فعال، حتی پیشرفتهترین قوانین اساسی نیز نمیتوانند مانع از سقوط به سمت اقتدارگرایی شوند.
نتیجهگیری:
پادکست با این نتیجهگیری به پایان میرسد که تجربه هند نشاندهنده یک تلاش بلندپروازانه اما متناقض برای ایجاد تغییرات اجتماعی از طریق ابزارهای قانونی و اداری است. ساندیپتو داسگوپتا (Sundepto Dasgupta) نشان میدهد که چگونه ترس نخبگان از انرژی غیرقابل پیشبینی تودهها باعث شد تا آنها به جای تعمیق دموکراسی، به سمت تقویت بوروکراسی و حفظ ابزارهای سرکوب استعماری حرکت کنند. این استراتژی اگرچه در کوتاهمدت ثبات ایجاد کرد، اما در بلندمدت با غیرسیاسی کردن جامعه، راه را برای پوپولیسم راستگرا و فرسایش نهادهای دموکراتیک هموار کرد. پیام اصلی این گفتگو این است که دموکراسی برای بقای خود، حتی در چارچوبهای لیبرال، نیازمند حضور فعال و مستمر مردم در عرصه سیاست است. نادیده گرفتن قدرت تودهها به بهانه نظم و توسعه، در نهایت به نفع نیروهای ارتجاعی تمام میشود که از خلأ سازماندهی دموکراتیک برای تحمیل روایتهای هویتگرا استفاده میکنند. این تحلیل نه تنها برای درک تاریخ هند، بلکه برای فهم بحرانهای فعلی دموکراسی در سراسر جهان، از جمله ایالات متحده (United States)، حیاتی است.
منبع
عنوان اصلی: /528/ The Heroic Bourgeoisie in the Democratic Post-Colony ft. Sandipto Dasgupta
کانال: Bungacast
تاریخ انتشار: 2026-01-24
لینک ویدیو: مشاهده در یوتیوب


